به نام خدا...
ازشوووووون یه دنیا ممنونم ....ببخشید که نیستم اخه خیلی گرفتارمو وقت اینکه بیام نتو ندارم...
به زودی میام و دوباره می نویسم ...
فعلا ...
دوستون دارم.
شعر...
هر بار
من
تو را
برای شعر
برنمی گزینم،
شعر
مرا
برای تو
برگزیده است.
در هشیاری به سراغت نمی آیم؛
هر بار
از سوزش انگشتانم درمی یابم
که باز
نام تو را می نوشته ام...
"حسین منزوی"
چراغ قرمززززز...
پشت همین چراغ قرمز
اعتراف کردم
دوستت دارم!
تا هرکجا
مجبور شدی کمی مکث کنی،
یاد عشقمان
بیفتی
چه میدانستم
قرار است بعد از من
تمام چراغهای
زندگی ات
سبز شوند...
؟؟؟؟....
همین که غرقش میشوی
پس می زند تو را !
درست
مثل بعضی از آدم ها ... !
؟؟؟؟؟
هیــــــــــــــــــــــــ....
گور پدر این صندلی که میگوید:
«من یکنفرهام»!
هندسه عشق
جای مرا باز میکند
س...ع...
روزها...
این روزها به یک چیز می اندیشم…
به تو و دستهایت
که عطرش را
جا گذاشتهای
لابه لای
انگشتانم.
می ترسم
این زمستان
به دیدنم نیایی
برای گرم
کردن ِ دستانم
!
امشب
به رویایم بیا،
برای بیرون کردن ِ تردید از خانه ی ذهنم
دستـــــ هایت...
با دست ھای
من بنویس
با دست ھای
من غذا بخور
با دست ھای
من موھایت را مرتب کن
فقط دست ھایت
را از تنم برندار...
"عباس معروفی"
....
دوستم بدار!
نه با تبسمی
عاشقانه و هدیه ای به رسم تولد
نه با نوشتن
نامم در خاطراتت
و نه با
ترسیم تصویرم بر دیوار اتاقت.
دوستم بدار!
نه در نوازش
نغمه ی گیتارم
و نه در غزل
های بیقراری که بر دلم ذوق گفتن است
دوستم بدار همانگونه که هستم ...
بهار.من.تو...
از بهار تقویم می ماند
از من
استخوان هایی که تو را دوست داشتند!
بیــــــــ سر....
بی سر
خواب تو را می بینم
بی پر
به بام تو می پرم.
انگور سیاهم
به بوی دهان تو شراب می شوم.
"شمس لنگرودی"
خدایا...
اسمانت چه مزه ایست؟
من تا به حال فقط زمین خورده ام....
من بــــــهــ تو...
کمی به من برس!
من از رسیدن به تو
حالم خوب میشود.

خوش اومدین....