اره...


http://www.up3.98ia.com/images/ner3wwjzmx118yyapfq.jpg

من کمی، فقط کمی

متفاوتم

وقتی تمام دردهای دنیا

روی شانه های دخترانه ام کوه میشود......

من به پهنای تمام کوه پایه ها

لبخند میزنم....

به نام خدا...

سلام به همه ی دوستانم که توو این مدتی که نبودم و اپ نکدم بازم تنهام نذاشتن ....

ازشوووووون یه دنیا ممنونم ....ببخشید که نیستم اخه خیلی گرفتارمو وقت اینکه بیام نتو ندارم...

به زودی میام و دوباره می نویسم ...

فعلا ...

دوستون دارم.

شعر...

هر بار

من

تو را

برای شعر

برنمی گزینم،

شعر

مرا

برای تو

برگزیده است.

در هشیاری به سراغت نمی آیم؛

هر بار

از سوزش انگشتانم درمی یابم

که باز

نام تو را می نوشته ام...

 



"حسین منزوی"

چراغ قرمززززز...

پشت همین چراغ قرمز
اعتراف کردم دوستت دارم!
تا هرکجا مجبور شدی کمی مکث کنی،
یاد عشقمان بیفتی
چه می‌دانستم قرار است بعد از من
تمام چراغ‌های زندگی ات
سبز شوند...

؟؟؟؟....

عجیب است دریا...
همین که غرقش میشوی
پس می زند تو را !
درست

مثل بعضی از آدم ها ... !

؟؟؟؟؟

هیــــــــــــــــــــــــ....

گور پدر این صندلی که می‌گوید:

«من یک‌نفره‌ام»!

هندسه عشق

جای مرا باز می‌کند

کنار تو

س...ع...

لکنت زبان هم بهانه خوبی ست برای مزه مزه کردن اسمت...

روزها...

این روزها به یک چیز می اندیشم…

به تو و دستهایت
که عطرش را جا گذاشته‌ای
لابه لای انگشتانم.

می ترسم
این زمستان به دیدنم نیایی
برای گرم کردن ِ دستانم !

مهربانم!
امشب
به رویایم بیا،
برای بیرون کردن ِ تردید
از خانه ی ذهنم

دستـــــ هایت...

دست ھایت مال من؟

با دست ھای من بنویس
با دست ھای من غذا بخور
با دست ھای من موھایت را مرتب کن
فقط دست ھایت را از تنم برندار...

"عباس معروفی"

....

دوستم بدار!
نه با تبسمی عاشقانه و هدیه ای به رسم تولد
نه با نوشتن نامم در خاطراتت
و نه با ترسیم تصویرم بر دیوار اتاقت.
دوستم بدار!
نه در نوازش نغمه ی گیتارم
و نه در غزل های بیقراری که بر دلم ذوق گفتن است

دوستم بدار همانگونه که هستم ...

بهار.من.تو...

از بهار تقویم می ماند

از من

استخوان هایی که تو را دوست داشتند!

 

بیــــــــ سر....

بی سر
خواب تو را می بینم
بی پر
به بام تو می پرم.
انگور سیاهم
به بوی دهان تو شراب می شوم.

 

"شمس لنگرودی"

خدایا...

خدایا

اسمانت چه مزه ایست؟

من تا به حال فقط زمین خورده ام....

هیییییییییییییییییییی..


وقتی مرا نخواهی
بُلنـــد می گویم به دَرک
بعد ...
بی صـــدا
برای خـــودَم
دوستتـــــــ دارم را
تکرار میکنــم

هی خنـــده‌هایی
که با یــــاد ِ نبودن‌ت
خشک می‌شود رو لبـــم را
پــــاک میکنــم!

دستهـــایم را
برای رعشه های تنــــم
با جعلِ سرانگشتـــانت در آغوش میگیرم
تــــا نلرزنــــد

و
در دلـــ ... میخواهم
کاش چشـــمی داشتم
در یک پـــلک زدن‌
فراموشَ ت کنــــم!

من بــــــهــ تو...


کمی به من برس!

من از رسیدن به تو

حالم خوب می‌شود.