X
تبلیغات
زیبا یی ها
واسهــــ سیبـــــ ترشمــــــ

ندیدم شهی در دل آرایی تو
به قربان اخلاق مولایی تو

تو خورشیدی و ذره پرور ترینی
فدای سجایای زهرایی تو

نداری به کویت ز من بی نواتر
ندیدم کریمی به طاهایی تو

نداری گدایی به رسوایی من
ندیدم نگاری به زیبایی تو

نداری مریضی به بد حالی من
ندیدم دمی چون مسیحایی تو

نداری غلامی به تنهایی من
ندیدم غریبی به تنهایی تو

نداری اسیری به شیدایی من
ندیدم کسی را به آقایی تو

امید غریبان تنها کجایی؟
چراغ سر قبر زهرا کجایی؟

تجلی طه ، گل اشک مولا ، دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم

گرفتار گودال خونین ، گرفتار غم های زینب ، سیه پوش قاسم

عزادار اکبر گل باغ لیلا ، پریشان دست علم گیر سقا

نفس های سجاد ، نواهای باقر ، دعاهای صادق

کس بی کسی های شب های کاظم

حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه

تمنای هادی ، عزیز دل عسکری ، پس نگارا بفرما کجایی؟

دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد

وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت بهایی ندارد

دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب است و ویران صفایی ندارد

بیا تا جوانم  بده رخ نشانم
که این زندگانی وفایی ندارد…

+ تاريخ 93/01/29ساعت 22:37 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |
نگاره: ‏گوشه ی دو تا چشماتون رو بکشید؟؟؟!؟؟؟؟‏
+ تاريخ 93/01/28ساعت 16:9 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |





+ تاريخ 93/01/28ساعت 16:6 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

http://www.up3.98ia.com/images/ner3wwjzmx118yyapfq.jpg

من کمی، فقط کمی

متفاوتم

وقتی تمام دردهای دنیا

روی شانه های دخترانه ام کوه میشود......

من به پهنای تمام کوه پایه ها

لبخند میزنم....

+ تاريخ 92/11/17ساعت 22:55 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |
سلام به همه ی دوستانم که توو این مدتی که نبودم و اپ نکدم بازم تنهام نذاشتن ....

ازشوووووون یه دنیا ممنونم ....ببخشید که نیستم اخه خیلی گرفتارمو وقت اینکه بیام نتو ندارم...

به زودی میام و دوباره می نویسم ...

فعلا ...

دوستون دارم.

+ تاريخ 92/08/30ساعت 12:11 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

هر بار

من

تو را

برای شعر

برنمی گزینم،

شعر

مرا

برای تو

برگزیده است.

در هشیاری به سراغت نمی آیم؛

هر بار

از سوزش انگشتانم درمی یابم

که باز

نام تو را می نوشته ام...

 



"حسین منزوی"

+ تاريخ 92/07/01ساعت 9:27 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

پشت همین چراغ قرمز
اعتراف کردم دوستت دارم!
تا هرکجا مجبور شدی کمی مکث کنی،
یاد عشقمان بیفتی
چه می‌دانستم قرار است بعد از من
تمام چراغ‌های زندگی ات
سبز شوند...

+ تاريخ 92/06/09ساعت 13:0 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |
عجیب است دریا...
همین که غرقش میشوی
پس می زند تو را !
درست

مثل بعضی از آدم ها ... !

؟؟؟؟؟

+ تاريخ 92/04/22ساعت 12:19 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

گور پدر این صندلی که می‌گوید:

«من یک‌نفره‌ام»!

هندسه عشق

جای مرا باز می‌کند

کنار تو

+ تاريخ 92/04/22ساعت 12:15 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |
لکنت زبان هم بهانه خوبی ست برای مزه مزه کردن اسمت...

+ تاريخ 92/04/22ساعت 12:14 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

این روزها به یک چیز می اندیشم

به تو و دستهایت
که عطرش را جا گذاشته‌ای
لابه لای انگشتانم.

می ترسم
این زمستان به دیدنم نیایی
برای گرم کردن ِ دستانم !

مهربانم!
امشب
به رویایم بیا،
برای بیرون کردن ِ تردید
از خانه ی ذهنم

+ تاريخ 92/04/22ساعت 12:4 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |
دست ھایت مال من؟

با دست ھای من بنویس
با دست ھای من غذا بخور
با دست ھای من موھایت را مرتب کن
فقط دست ھایت را از تنم برندار...

"عباس معروفی"

+ تاريخ 92/03/28ساعت 10:31 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

دوستم بدار!
نه با تبسمی عاشقانه و هدیه ای به رسم تولد
نه با نوشتن نامم در خاطراتت
و نه با ترسیم تصویرم بر دیوار اتاقت.
دوستم بدار!
نه در نوازش نغمه ی گیتارم
و نه در غزل های بیقراری که بر دلم ذوق گفتن است

دوستم بدار همانگونه که هستم ...

+ تاريخ 92/03/28ساعت 10:31 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

از بهار تقویم می ماند

از من

استخوان هایی که تو را دوست داشتند!

 

+ تاريخ 92/03/28ساعت 10:30 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |

بی سر
خواب تو را می بینم
بی پر
به بام تو می پرم.
انگور سیاهم
به بوی دهان تو شراب می شوم.

 

"شمس لنگرودی"

+ تاريخ 92/03/28ساعت 10:29 نويسنده پریــــــــ ـ ـ ـ سا |